سرزمین بادها | حذفیات سرزمین بادها


link 6

link 6

خلاصه قسمت آخر سریال افسانه جومونگ

به عنوان اولین سایت خلاصه قسمت ۸۱ و آخرین قسمت سریال افسانه جومونگ رو براتون گذاشتم.

اگه کلیپی خواستید بگید براتون بذارم.

به ادامه ی مطلب بروید.


همه آماده ی جنگ شدن.جومونگ هم دستور میده برای اینکه دشمن نفهمه ما حرکت کردیم همه ی جاسوسانو رو بکشید.

سوسانو هم داره تجهیزات جنگی رو آماده میکنه تا با مشکلی مواجه نشن.

در لیادونگ ماهوانگ دستور میده به پادگان های بویو حمله کنند ولی ژنرال ها میگن گوگوریو از پشت به ما حمله میکنه.ماهوانگ هم میگه نگران نباشید جاسوسان به ما گفتند ارتش گوگوریو تا ۱ ماه دیگه حرکت نمیکنه.

تسو در جمع همه اعلام میکنه من میخوام با گوگوریو متحد بشم.بعد نارو میاد و میگه دشمن پادگانهای مرزی رو محاصره کرده.بعد تسو به یاد حرفهای جومونگ میفته.بعد میگه آروم باشید.من و جومونگ قبلا در این باره نقشه کشیدیم.

تسو هم از همه خداحافظی میکنه و با یونگ پو راهی جنگ میشه.

تسو پیش جومونگ میره و بهش میگه همون طور که انتظار داشتی هان به پادگانهای ما حمله کرده.بعد با هم تصمیم میگیرند به گو هیون سون حمله کنند.

ماهوانگ و ژنرال ها هم داره مش… میخورند که یک نفر میاد و میگه دشمن به گو هیون سون حمله کرده.همه هم با شنیدن این حرف تعجب میکنند.

بعد ماهوانگ میگه نامه ای برای نیروهای کمکی بفرست و بهشون بگو زودتر به اینجا بیاند.

بوبونو میاد و به جومونگ میگه دشمن نیروهاش رو در لیادونگ مستقر کرده.جومونگ هم دستور تشکیل جلسه رو میده.

در جلسه تسو میگه هان میخواد از لیادونگ محافظت کنه.تسو میگه تعداد نیروهای اونها از نیرویهای متحد ما هم بیشتره.ما باید قبل از رسیدن نیروی کمکی بهشون حمله کنیم.وزیر اعظم هم میگه بهتره نیروهامون رو در ۳ نقطه تقسیم کنیم.

با فرمان حمله جومونگ جنگ شروع میشه.ماهوانگ که میبینه اوضاع خرابه دستور عقب نشینی میده.ولی موگول دنبال اون میره.در بین راه سربازهای هان که مخفی شدن به موگول و سربازهای گوگوریو حمله میکنند.بعد از اینکه همه ی سربازها رو کشتند موگول رو محاصره میکنند.و اون رو به شدت زخمی میکنند.وقتی جومونگ به اونجا میاد موگول رو تو بغلش میگیره و اون همین جوری تو بغل جومونگ میمیره.

شب نیروی کمکی به اردوگاه هان میرسه.ماهوانگ هم میگه برای یه جنگ بزرگ آماده بشید.

فردا صبح دوباره جنگ شروع میشه.در وسط جنگ یکی از سربازها به ماهوانگ میگه باید عقب نشینی کنیم اما اون میگه راهی برای برگشت نیست.و اون هم حمله میکنه.جومونگ هم با دیدن اون بهش حمله میکنه و اون رو میکشه.

در جلسه جومونگ از تلاشهای همه تشکر میکنه و میگه جشن بزرگی برپا کنید و به همه غذا و مش… بدید.

در جشن جومونگ شونه اش درد میگیره و سوسانو میره پیشش.جومونگ هم ازش تشکر میکنه.سوانو بهش میگه تو اولین مردی بودی که عاضقش شدم.وقتی دوباره هم دیگر رو دیدیم.من شما رو به عنوان پادشاه قبول کردم.

بعد جومونگ به گوگوریو بر میگرده و سویا و اون جو هم ازشون استقبال میکنند.

شب پزشک زخم جومونگ رو معاینه میکنه و میگه عفونت به استخونهای شما هم رسیده.باید استراحت کنید.

سوسانو به یون تابال سایونگ و گیه پیل میگه من میخوام گوگوریو رو ترک کنم.من بخاطر بیریو و اونجو این کار رو میکنم.من نمیخوام اونها بخاطر سلطنت با هم بجنگند.من میخوام بیریو و اون جو در جنوب یک کشور جدید بسازند.

بعد سوسانو به بیریو و اون جو هم قضیه رو میگه.

جومونگ هم میره قلمروای رو که بدست اورده رو تماشا میکنه.وقتی به قصر برمیگرده سایونگ میگه ملکه منتظر شما هستند.

وقتی جومونگ پیش سوسانو میره اون از گذشته ها میگه و میگه موقعی که من در کاروان تجاری بودم و شما هم ادعای شاهزادگی میکردید و به من گفتید دوستم دارید بهترین زمان عمرم بود.جومونگ هم همین حرف رو میزنه.بعد میگه من میخوام گوگوریو رو ترک کنم.من میخوام بیریو و اون جو یک کشور جدید بسازند.شما بزودی برای تعیین ولیعهد دچار مشکل میشید.

هیوب بو هم پیش سایونگ میره و بهش میگه تو هم با سوسانو میری.سایونگ هم میگه بله اما من همیشه به یاد تو هستم.

سویا وقتی از یوری میشنوه سوسانو میخواد گوگوریو رو ترک کنه میره پیشش و بهش میگه اگه بخاطر من و یوری از اینجا میری ما گوگوریو رو ترک می کنید.اما سوسانو میگه شنیدم خیلی وقت پیش وقتی میخواستی بیای جومونگ رو ببینی وقتی جشن عروسی ما رو دیدی بخاطر اتحاد گوگوریو سالهای زیادی رنج کشیدی.من از اینجا میرم ولی تو باید پیش جومونگ بمونی.

در جلسه همه موافق که سوسانو نظرش رو عوض کنه که خودش میاد و میگه نظر من عوض نمیشه.من بخاطر یک ماموریت جدید به جنوب میرم.

در بویو تسو از خدایان میخواد اون رو برای حل مشکلات کمکش کنند.

جومونگ هم که خیلی ناراحته به هیوب بو میگه موپال مو رو به اینجا بیار.وقتی موپال مو پیشش میاد بهش میگه من میخوام تو با سوسانو به جنوب بری.موپال مو هم میگه من می خواستم تا مرگم به شما خدمت کنم.جومونگ میگه اگه تو به سوسانو کمک کنی من خوشحالترم.

وقتی سوسانو میخواد بره جومونگ بهترین سربازهای بویو رو برای حفاظت به اونها میده.بعد موپال مو میگه من هم با شما میام.

وقتی سوسانو حرکت میکنه جومونگ با اسبش میاد و رفتن اونها رو تماشا میکنه.

در صحنه ی آخر هم جومونگ میگه من تا آخر عمرم به هان حمله میکنم و دستو حمله رو میده.

سرگذشت شخصیت های اصلی فیلم.

بیریو و اون جو در جنوب به کمک سوسانو کشور جدیدی ایجاد کردند.

تسو به دشمنی اش با جومونگ ادامه داد و توسط نوه ی جومونگ داموسین (موهیول)کشته شد.

جومونگ هم در سن ۴۰ سالگی مرد و یوری بر تخت نشست.

 

سریال تو زیبایی - نسخه خانگی- زیرنویس فارسی

سریال تو زیبایی - نسخه خانگی- زیرنویس فارسی
در این سریال گروهی خواننده وجود دارد که برای رونق بیشتر گروه تصمیم میگیرد عضو تازه ای وارد گروه کند.امااین عضو تازه که نام وی گومی نام ، می باشد برای عمل زیبایی پشت پلک خود را به پزشک جراح زیبایی می سپارد و پزشک ناشی هم طوری عمل می کند که پوست پشت پلک کم امده و گومی نام نمیتواند حتی موقع خواب چشمان خود را ببندد.برای حفظ ابروی گروه خواننده که آ.ان.جل نام دارد ، خواهر دوقلوی گومی نام را با اسم پسر وارد گروه می کنند.حواس پرتی های این خواهر دوقلو که راهبه ی کلیسا است و رابطه چندانی با موسیقی و مهمانی ندارد صحن های کمدی فراهم می سازد.بعد از مدتی چند نفر راز دختر بودن این خواننده تازه وارد را می فهمند و...

خرید سریال تو زیبایی
اگر به دنبال سریالی مثل پسران فراتر از گل هستید این سریال خودشه

در ۴ DVD تنها ۶۰۰۰ تومان

خرید سریال تو زیبایی خرید سریال تو زیبایی خرید سریال تو زیبایی

۲۵ نظر

« نظرات قبلی123نظرات بعدی »
  1. نریمان
    مرداد ۱۵م, ۱۳۸۸

    محمد جان تو قسمت آخر ۲جا جومونگ و سوسانو با هم حرف میزنند کلیپ ۲قسمتشو بزار لطفا. ممنون

  2. مریم
    مرداد ۱۷م, ۱۳۸۸

    خدا رو شکر بالاخره تموم شد.
    ممنون خیلی خوب بود. دستت درد نکنه. خیلی زحمت کشیدی.
    موفق باشی

  3. ن
    مرداد ۲۵م, ۱۳۸۸

    جومونگ با سوسانو سکس کرد

  4. z
    مرداد ۲۸م, ۱۳۸۸

    آخی…چه قدر این جومونگ بد بخته که نه از پدر شانس آورد نه از مادر نه از زن نه از بچه. آخر سر هم جوون مرگ شد.خیلی دلم براش می سوزه

  5. د.ش
    شهریور ۱۴م, ۱۳۸۸

    دستت درد نکنه بسیار عالی بود.
    خسته نباشی

« نظرات قبلی123نظرات بعدی »

نظر خود را ارسال کنید

emoticons
درج شکلک
;-) ;-) ;-) ;-) ;-)
;-) ;-) ;-) ;-) ;-)
;-) ;-) ;-) ;-) ;-)
;-) ;-) ;-) ;-) ;-)
;-) ;-) ;-) ;-) ;-)